مدیریت شهری باید از تصمیمهای پراکنده به خطمشیگذاری منسجم برسد
دکتر قربانی مدرس دانشگاه، دکتری خطمشیگذاری از دانشگاه تهران بر ضرورت تعریف درست مسائل شهری، مشارکت ذینفعان، ارزیابی مستمر سیاستها و حرکت مدیریت شهری از تصمیمهای مقطعی به سمت خطمشیگذاری منسجم و آیندهنگر تأکید کرد.
- ۱۴۰۵/۰۶/۲۱
- لینک کوتاه
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی شهرداری رفسنجان، سومین نشست تخصصی همایش ملی حکمرانی با محوریت «خطمشیگذاری در مدیریت شهری» در سالن شهید هنری دانشگاه ولیعصر(عج) رفسنجان برگزار شد.
دکتر حسین قربانی در این نشست با تأکید بر اینکه هر تصمیمی الزاماً «خطمشی» نیست، اظهار کرد: مدیریت شهری امروز بیش از آنکه با کمبود تصمیم مواجه باشد، به تصمیمهایی منسجم و هماهنگ نیاز دارد.
وی افزود: نخستین گام در مواجهه با مسائل شهری، شناخت و تعریف صحیح مسئله است و مدیران نباید پیش از شناخت دقیق مسئله، راهحل مورد نظر خود را انتخاب و سپس مسئله را بر اساس آن تعریف کنند.
شهر، عرصه حکمرانی چندبازیگری است
دکتر قربانی با اشاره به پیچیدگی مسائل شهری گفت: شهر یک نظام اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فضایی و نهادی است و هیچ دستگاهی بهتنهایی قادر به حل همه مسائل آن نیست.
وی شهرداری، شورای اسلامی شهر، دستگاههای دولتی، بخش خصوصی، دانشگاهها، رسانهها و شهروندان را از جمله بازیگران مؤثر در خطمشیگذاری شهری دانست و بر ضرورت شناخت منافع، قدرت، باورها و گفتمانهای هر یک از این بازیگران تأکید کرد.
«پنجره خطمشی»؛ چرا برخی مسائل شهری وارد دستور کار نمیشوند؟
وی با تشریح مفهوم «پنجره خطمشی» اظهار کرد: برای ورود یک مسئله به دستور کار رسمی، سه جریان «مسئله»، «راهحل» و «سیاست» باید در یک مقطع زمانی با یکدیگر همسو شوند.
به گفته وی، اگر مسئله بهدرستی شناخته نشده باشد، راهحل قابل اجرا وجود نداشته باشد یا شرایط سیاسی و اجتماعی برای اقدام فراهم نباشد، حتی یک مسئله مهم شهری نیز ممکن است وارد دستور کار سیاستگذاری نشود.
مشارکت ذینفعان؛ سرمایه خطمشیگذاری
دکتر قربانی با تأکید بر نقش مشارکت در موفقیت سیاستهای شهری گفت: نادیده گرفتن قدرت و منافع بازیگران میتواند به شکست یک خطمشی منجر شود.
وی تصریح کرد: مشارکت ذینفعان نباید بهعنوان هزینه دیده شود، بلکه سرمایه خطمشیگذاری است؛ چرا که مشارکت میتواند زمینه پذیرش اجتماعی و اجرای موفقتر سیاستها را فراهم کند.
ارزیابی نباید بعد از شکست آغاز شود
این استاد دانشگاه با اشاره به اهمیت ارزیابی در فرآیند سیاستگذاری افزود: ارزیابی باید از ابتدا در متن خطمشیگذاری قرار داشته باشد و مدیران نباید منتظر شکست یک سیاست بمانند تا نسبت به اصلاح آن اقدام کنند.
وی دریافت بازخورد مستمر از جامعه، شهروندان و سایر بازیگران را لازمه اصلاح سیاستها دانست و گفت: شرایط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و نهادی ممکن است تغییر کند و به همین دلیل، خطمشی نیز باید قابلیت بازنگری و اصلاح داشته باشد.
از رصد مسئله تا یادگیری سیاستی
دکتر قربانی در ادامه، مدل پیشنهادی خطمشیگذاری شهری مبتنی بر رویکرد «گفتمان بازیگران» را تشریح کرد.
بر اساس این مدل، فرآیند خطمشیگذاری از رصد مسائل و تعریف مسئله آغاز میشود و با نقشه بازیگران و گفتمانها، تبیین و ارزیابی گزینهها، تصمیمگیری، اجرای آزمایشی، پایش، ارزیابی و یادگیری و بازنگری ادامه پیدا میکند.
وی تأکید کرد که این فرآیند خطی نیست و نتایج اجرای سیاست باید دوباره به مرحله رصد و تعریف مسئله بازگردد تا امکان اصلاح و یادگیری مستمر فراهم شود.
مدیر شهری فقط ادارهکننده امروز شهر نیست
دکتر قربانی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد: اگر مدیریت شهری را صرفاً اداره روزمره شهر بدانیم، مدیر شهری کسی است که مسائل جاری را حل میکند؛ اما اگر مدیریت شهری را بخشی از فرآیند خطمشیگذاری بدانیم، مدیر شهری کسی است که مسیر آینده شهر را شکل میدهد.
وی افزود: تصمیمهای امروز مدیران ممکن است آثار خود را پنج یا ۱۰ سال بعد نشان دهد؛ بنابراین مدیر شهری باید فراتر از دوره مسئولیت خود به آینده شهر بیندیشد.
پرسش اساسی؛ «چه تصمیمی بگیریم» یا «چگونه تصمیم بگیریم»؟
دکتر قربانی در جمعبندی سخنان خود گفت: پرسش اساسی مدیریت شهری تنها این نیست که «چه تصمیمی بگیریم»، بلکه باید پرسید مسئله را چگونه تعریف کنیم، چه کسانی در تعریف آن مشارکت داشته باشند، چه گفتمانی بر تصمیم اثر بگذارد، چگونه آن را اجرا کنیم و چگونه از نتایج آن یاد بگیریم.
وی در پایان تأکید کرد: خطمشیگذاری شهری تصمیم یک بازیگر واحد مانند شهرداری یا شورای اسلامی شهر نیست، بلکه حاصل تعامل بازیگران مختلف در یک محیط نهادی، سیاسی و گفتمانی است و بهرهگیری از ظرفیت دانشگاهها و نخبگان میتواند به شکلگیری خطمشیهای علمیتر، عملیاتیتر و پاسخگوتر در مدیریت شهری کمک کند.

